تبلیغات
وبلاگ روانشناسی و آموزشی - سبک زندگی

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 13 دی 1390-12:32 ب.ظ

سبک زندگی

لحاظ فرهنگی هر خانواده ای قوانین و شرایط خاص خودش را دارد این بدان معناست که گاهی دو خانواده از لحاظ فرهنگی و تفاوت فرهنگی که قبلا صحبت شد کاملا مشابه هم هستند و هماهنگی فرهنگی دارند و مشکلی ندارند و عروس و داماد تمام شرایط  و فرهنگی را دارند اما وقتی وارد زندگی هم می شوند به مسائلی بر خورد می کنند که  روبرو شدن با آنها برایشان بسیار سخت است و زمان می برد که بتوانند به شرایط هم عادت کنند. چرا که دو طرف با همین فرهنگ خانوادگی بزرگ شده اند و دل کندن از آن برای هر کدام سخت است. از این موضوع به عنوان سبک زندگی فردی نامبرده می شود.

 گاهی ممکن است عروس با مواجه شدن با خانواده داماد و رفتارهای خاص آنها که قطعا برای آنها مرسوم شده و مسئله خاصی نیست، نتواند کنار بیاید و حتی سعی کند که بخواهد آن را تغییر بدهد . همینطور در خصوص خانواده شوهر، ممکن است آنها رفتارهایی را از عروس خود ببیند که برایشان نا مأنوس باشد و درصدد مقابله با آن نیز برایند!

اما باید دانست که هیچ کدام از طرفین نمی توانند خلق و خو و فرهنگ ذاتی را که در تار و پود زندگی عجین شده را تغییر دهند و درصدد از بین بردن آن باشند! بنابراین باید یا خودشان را به شرایط وفق دهند و یا با آن کنار بیایند. راه وفق هم به این معنی نیست که فرد خودش را مثل آنها کند . نه ، بلکه باید راه حلی که می تواند از اثرات مخرب آن سبک در زندگی زوج یا خانواده ها بکاهد!

 ممکن است کسی که از خارج به این خانواده پیوسته در ابتدا دچار بحران شود و نتواند رفتارهای متقابل را هضم کند . اما این موضوع کم کم با گذشت زمان، و درک شرایط خاص هر خانواده حل می شود. در ذیل به چند نمونه از این امر می پردازم تا بهتر تفهیم شود:

+ مثلا گاهی در یک خانواده به فرزندان اهمیت بیشتری داده می شود و به اصلاح فرزند سالاریست اما در یک خانواده دیگر این اهمیت کمتر است و فرزند در جایگاههای بعدیست.

+ گاهی در یک خانواده همه همدیگر را با خانم و آقا صدا میزنند و در یک خانواده همچین امری مرسوم نیست.

+ گاهی در یک خانواده همه با هم خودمونی هستند اما در خانواده ای دیگر رابطه ها کنترل شده است. گاهی در یک خانواده فحش و ناسزا همچون گفتن جوک و حرفهای روزمره است اما در خانواده دیگر اصلا فحش معنایی ندارد .

+ در بعضی خانواده های پدر نقش پرنگی را دارد و در بعضی خانواده ها مادر و بعضی هم فرزندان.

+ در بعضی خانواده ها مادر یا پدر بسیار دلسوز فرزندانش است و همه کاری برای آنها می کند از هر فداکاری و جانگذشتگی دریغ نمی کند  اما در بعضی خانواده ها این امر تعریف نشده و مادر و گاهی پدر  اهمیت زیادی به زندگی فرزندانش نمی دهد.

+در بعضی خانواده ها رقص و شادی ، کشیدن قلیون و مواد مخدر استفاده از مشروبات الکلی و ... در مجالس بزم و مهمونی ها متداول است اما در بعضی خانواده ها این امربسیار منفور است.

+ در بعضی خانواده ها پدر و مادر همیشه در حال بحث و جنگ و دعوا و کتک کاری بوده اند اما در بعضی خانواده ها پدر و مادر همیشه عاشق هم بوده اند و دعوای خانوادگی نقشی نداشته.مشخص است که فرزندان گروه اول عصبی هستند و فرزندان گروه دوم آرامش دارند و نمی دانند عصبی بودن یعنی چه!

+ در بعضی خانواده ها مادر و پدر تمام سعی خود را برای تربیت فرزندان به کار برده اند و به اصطلاح برای فرزندانشان وقت گذاشته اند اما در بعضی خانواده ها فرزندان به حال خود رها شده و فقط نیازهای اولیه و ثانویه آنها برطرف شده و فرزندان با محیط اجتماعی بزرگ شده اند.

+ در بعضی خانواده ها آزادی معنای خاص خودش را داشته اما در بعضی خانواده ها آزادی و رفتار با افراد فامیل و دیگران هیچ حد و مرزی ندارد.

+ حتی نحوه پوشش افراد در یک خانواده تعریف شده است و اصلا مادر یا دختران آزاد نمی گردند اما در یک خانواده دختران و مادر همه نوع پوششی را جلوی افراد دیگر خانواده دارند و حد و مرزی ندارندو به اصطلاح راحتند.

+ در بعضی خانواده ها احترام  به پدر و مادر و خواهر و برادر جایگاه خاصی دارد اما در بعضی    خانواده ها این امر اهمیتی ندارد.

 + در بعضی خانوادها پدر همیشه کمک رسان مادر بوده و کارهای منزل را انجام می داده اما در بعضی خانواده ها پدر دست به سیاه و سفید نمی زده است.

 این امور و مسائل دیگر همگی نشات گرفته از فرهنگ خاص یک خانواده است که در هر خانواده ای متفاوت است.

طبعاً هر کسی با هر خانواده ای که باشد به همان سبک زندگی عادت کرده و از همان زمان که پا به این دنیا گزارده است با این شرایط بزرگ شده و مشخص است که وقتی وارد زندگی جدید می شود یا فرد جدیدی به زندگیشان وارد می شود این موضوعات برایش نامانوس است و کنار آمدن با آن بسیار سخت است. حتی گاهی افرادی که طاقت کمی دارند نمی توانند این شرایط را تحمل کنند و از آن شرایط دل می کنند! گاهی این مشکلات برای عروس خانواده است و گاهی هم عروس برای خانواده شوهر عجیب و دور از منظر است. و تنها راه حل این است که از این مسائل فرار نکنیم و طوری با این مسائل کنار بیاییم که نه هویت خود را تغییر دهیم و نه هویت فرد مقابل را چون امری بعید است. منظور از کنار آمدن و وفق دادن  این است که کم کم از شدت و حدّت مسئله اول از همه برای خودمان و بعد برای فرد یا افراد مقابل بکاهیم. متاسفانه بعضی از مسائل از اصول خود دور هستند و کمی کنار آمدن با آن سخت است اما هرگز نباید اجازه داد که خللی در زندگی ایجاد کنند زیرا به مرور زمان این موضوعات شکل دیگری پیدا کرده و زمانی می رسد که خواهید دید این موضوعات نقش پرنگی را در زندگی شما ندارند!

 

 

 



نوع مطلب : سبک زندگی