تبلیغات
وبلاگ روانشناسی و آموزشی - مطالب اردیبهشت 1389

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389-11:26 ق.ظ

راههای خویشتن شناسی

همانطوری که در مبحث قبل ذکر شد یکی از اساسی ترین مساله ای که فرد باید مد نظر خویش قرار دهد این است که آیا خودش را از همه لحاظ شناخته و آیا آمادگی لازم برای تشکیل خانواده دارد ؟
خود شناسی امری نیست که بتوان راحت از آن گذشت. زیرا شناخت نادرست باعث میشود که فرد مقابل نیز دچار سردرگمی شود و چه بسا بعد از ازدواج  مشکلات دو چندان  گردد زیرا طرفین همدیگر را نشناخته و به خلق و خوی یکدیگر آشنا نیستند.
در این مقاله چندین پرسش مطرح می شود که فرد با پاسخگویی به آنها میتواند بیشتر خود را در قبال تصمیم گیری برای زندگی مشترک بشناسد :

1- اگر پسر هستید آیا فکر می کنید به خصوصیات دختران آشنایی کامل دارید و اگر دختر هستید آیا فکر می کنید خصوصیات کلی پسران را شناخته اید؟
2- آیا فکر میکنید دوران جوانی و سرخوشی شما به پایان رسیده و هر گونه هوس ها و آرزوهای جوانی و نوجوانی را از سر گذرانده اید؟
3-آیا مسئولیت های دوران زناشویی را می دانید و فکر می کنید میتوانید نقش پدر و مادر و مهمتر از همه همسری را به بهترین نحو ایفا کنید؟
4-آیا برای برخورد با مسائل و مشکلات زندگی صبر و شکیبایی کامل را دارید یا فردی عجول و عصبی هستید؟
5-آیا در بیان دیدگاهها و نظرات شخصی خود تبحر دارید و یا هنوز به میل و رغبت دیگران رفتار می کنید؟
6- آیا استقلال رفتاری برای حل و فصل تک تک مسائل زندگی دارید یا به خانواده خود وابسته اید؟
7-آیا تفاوت پسر با مرد و در دختران تفاوت دختر و زن را میدانید؟
8-آیا به درجه ای رسیده اید که بتوانید نیازها و احساسات همسراتان را تشخیص دهید ؟
9- آیا به موضوعات زندگی زناشویی و آینده زندگی مشترک بطور جد نگاه می کنید و یا همه مسائل را سرسری می گیرید؟
10-آیا به حدی رسیده اید که بتوانید در بحث های مختلف زندگی و در شور و مشورت ها بهترین ایده را ارائه دهید و یا قضاوت کنید؟
11-آیا میتوانید بین همسر و مادر و خواهرانتان و یا در دختران بین همسر و پدر و برادرانتان تفاوت قائل شوید و علاوه بر احترام و حرمت گذاری ، یکی را بر دیگری برتری نداده و اعمال دیگری را به رخ همسر خود نکشید و یا برعکس؟
12-رابطه شما با خانواده خود چگونه است و ارزش ها و احترام ها حفظ می شود؟
13-تا چه حد به همسرتان اجازه تصمیم گیری خواهید داد ؟
14- منطق و اصول در زندگی از دیدتان چگونه است؟
15- تا چه حد به گذشته و یادآوری خاطرات اهمیت می دهید ؟
16-آیا می توانید از پس مسئولیت های زندگی بر آیید مثلا در دختران خانه داری ، آشپزی ، فرزند داری و... و در پسران فعالیت ، کار و کسب و نان آوری و...

و...
همه این سوالات و سوالات بسیار دیگر باعث می شود که فرد آگاهی کامل از خود و زندگی خود بدست آورد و سپس برای ازدواج اقدام کند .
اگر ازدواج آگاهانه صورت بگیرد کمتر دچار بحران خواهد شد تا آنکه همه امور سرسری و با بی توجه دنبال شود .


نوع مطلب : خویشتن شناسی 

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389-07:30 ق.ظ

خویشتن شناسی

قبل از شروع مراحل ازدواج، مرد یا زن می بایست به خود آگاهی رسیده باشند و از خود شناخت درست و کاملی  داشته باشند تا بتوانند خود را بصورت صحیح به همسر آینده خود بشناسانند نه آنکه شناختشان منوط به افکار و ایده های واهی و عرف جامعه باشد که تماما مغایر با شخصیت و اخلاق شخصی اوست . به طور مثال فرض کنیم که فردی بله قربان گوی مادر خویش است و از همه لحاظ تنها به حرف، افکار و رفتار مادرش متکی است و مورد قبولش می باشد اما به این باور رسیده که استقلال رفتاری دارد و می تواند تصمیم بگیرد . خب این فرد به شناخت خویشتن نرسیده و افکار او زاییده خیالات وی است نه آنکه در رفتار واقعی او اعمال شود.

اینکه هر کس فکر میکند که از همه لحاظ بهترین است و خوبست ، عادی ایست اما باید ببیند که آیا اخلاق و رفتارش با طرف مقابلش همخوانی دارد و آیا طرف مقابل نیز همین نظر را در مورد وی داراست ؟ گاهی فرد به دید nدیگران ، فرد متعادل و مهربانیست اما از نظر همسرش اینگونه نیست ! پس هیچگاه در هنگام خواستگاری و یا در شرایط ازدواج ایده کلی از شخصیت خود ارائه ندهید زیرا شاید مثلا از دید خانواده خود فرد ایده آلی هستید اما از نظر دیگری خیر!

بگذارید دیگران خودشان در مورد شما تصمیم بگیرند نه آنکه از خودتان شناخت کلی به دیگران ارائه دهید. اما چگونه دیگران بتوانند شما را بشناسند ؟خب همانطور که در فوق ذکر شد اگر شما به خود شناسی کامل رسیده باشید و رفتارهایی انجام دهید که خودتان هستید نه رفتار دلخواه طرف مقابل ! دیگران می توانند بهتر شما را بشناسند.

در اغلب دوستی ها و روابط قبل از ازدواج ، دختر و پسر رفتاری متضاد با آنچه خودشان هستند انجام می دهند یعنی دقیقا رفتاری باب میل طرف مقابل ! مثلا پسر رفتار شخصی اش این است که  علاقه ای به رفت و آمد ندارد اما چون طرف مقابلش تمایل دارد به میل و رغبت طرف مقابل رفتار می کند و هم دل اوست و برای بدست آوردن او خود را خوش مشرب معرفی می کند اما بعد از ازدواج چون رفتار شخصی اش اینگونه نبوده به اخلاق ذاتی خویش بر می گردد و همان باعث مشکلاتی می شود. یا مثلا دختری عاشق کودک و فرزند است اما طرف مقابلش اصلا علاقه ای به داشتن فرزند ندارد و نمی خواهد تا پایان عمر فرزندی داشته باشد اما دختر باب میل طرف مقابلش خود را بیزار از فرزند و فرزند داری می پندارد ، خب مشخص است این مسئله بعد از ازدواج مشکل ساز است.

پس اگر هر فردی  کاملا خود را شناخته باشد علایق و سلایق و اخلاقها و رفتارهای شخصی خود را بداند و خود را آنگونه که واقعا است به دیگری نشان دهد نه آنگونه که طرف مقابلش می خواهد مطمئنا مشکلی پیش نخواهد آمد اما اگر برعکس این امر صورت گیرد  شک نکنید که بعد از ازدواج مشکلاتی پیش خواهد آمد .

البته درک این امر ضروریست که هر فردی باید طرف مقابل خود را همانگونه ای که هست بپذیرد و سعی در تغییر وی نداشته باشد تا در آینده مشکلی پیش نیاید . مثلا اگر پسری تمایل به مصرف سیگار دارد،مخالفت با وی کاری عبث است زیرا نهایت این امر پنهان کاری اوست  و  یا اگر دختری اجتماعی و برون گرا نیست ، سعی در تغییر رفتار وی کاری سخت و بیهوده است.

پس سعی کنید از فرد شناخت کافی بدست آورید و سپس تصمیم بگیرد نه آنکه به تغییر آتی وی دلخوش باشید.

در پست بعدی راههای شناخت فردی را ذکر خواهم نمود و به دنبال آن سوالاتی که باید قبل از ازدواج برای شناخت طرف مقابل پرسیده شود نیز مباحثی را ذکر خواهم نمود.



نوع مطلب : خویشتن شناسی 

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 13 اردیبهشت 1389-11:22 ق.ظ

اعتماد

مسئله بسیار مهمی که در بسیاری از روابط به وجود می آید مسئله اعتماد است.

در روابط قبل از ازدواج موضوع اعتماد به یکدیگر اساسا باید مورد توجه قرار گیرد اما وقتی ازدواج صورت گرفت این امر مفهوم چندانی ندارد مگر در موارد استثنا!

پس باید حتما در قبل از ازدواج این امر برای طرفین روشن شود تا اثرات و عواقبی را به وجود نیاورد. عدم اعتماد بین همسران عامل مخربی است که زندگی را به زوال می کشاند . پس باید بعد از ازدواج بی اعتمادی را کنار گذاشته و صد در صد به طرف مقابل اعتماد کنید و البته آنکه این امر عملاً  و قلباً باشد نه صرفا زباناً!

کسانی که در گذشته خود مرتکب اعمال ناشایستی شده اند بیشتر  به دیگران بی اعتمادند. حتی کسانیکه در معرض رفتارهای ناشایست دیگران نیز قرار گرفته اند نسبت به دیگران ظنین و مشکوکند.

وقتی ازدواج صورت گرفت باید با دید اعتماد به همسر خود پیش بروید. حتی اگر وی گذشته ناشایستی داشته است .زیرا تجربه ثابت کرده که اگر نسبت به همسر بی اعتماد باشید خود به خود به کوچکترین کار او ظنین شده و ناخواسته با او در میان گذاشته و همین امر و احساس عدم اعتماد باعث مسائل بغرنج دیگری می شود.

بی اعتمادی در زندگی زناشویی پیامد های بدی دارد . از جمله می توان به  لجبازی فرد مظنون، صدمات روحی، جدال و مشاجره و نهایتاً طلاق اشاره کرد.

البته مسئله اعتماد بدین معنا نیست که هرگز عملکرد های همسر نادیده گرفته شود بلکه باید حد و اندازه هر رفتاری با توجه به عرف جامعه رعایت شود.

هر کسی باید بداند که خود نیز نباید دست به اعمالی بزند که باعث شک و شبه شود چه به طور شوخی و چه جدّ!

در آشنایی های قبل از ازدواج باید کاملا حس اعتماد و عدم اعتماد برای طرفین مشخص شود .مهمترین مسئله این است که هرگز از گذشته ها سوالی پرسیده نشود و یا اینکه فرد نخواهد روابط گذشته خود را به عنوان افتخار و توجه به رخ فرد مقابل بکشد. مطمئن باشید با وجود تمام روابط قبل از ازدواج ، همسر شما متفاوت تر بوده است زیرا شما او را انتخاب کرده اید پس لزومی ندارد که او را از روابط خود آگاه کنید زیرا مسلما آن افراد لایق ازدواج شما نبوده اند و یا قسمتی برای آنها نبوده پس یادآوری آنها فقط می تواند خنثی کننده اعتماد باشد.

مسئله دیگری که مهم است ذکر شود این است که در هنگام آغاز هر رابطه ای در وهله اول باید نسبت به فرد مقابل بی اعتماد بود البته این بی اعتمادی فقط در بدو رابطه اهمیت دارد اما هرگز نباید به شخص نشان داده شود . باید سعی کنید فرد را بشناسید و بعد به او اعتماد پیدا کنید.

باید با کمی درایت دانست که هدف فرد مقابل از تشکیل رابطه چیست و چه مسائلی برای او مهم است حتی برای ازدواج هم باید تحقیقات کامل بعمل آید. با اندکی تامل و کمتر از 1 ماه می توان فهمید که فرد مقابل چه شخصیتی دارد و او از رابطه خود چه می خواهد .با تاملی کوتاه در شرایط فردی و خانوادگی او ، تمایلات و رغبت ها ، موقعیت اجتماعی و روابطش با دیگران ، نیازها و درخواست ها و پیشنهاداتش و توجهات و عدم توجهات وی به مسائل گوناگون میتوان شناخت اولیه و هدف فرد را از تشکیل رابطه دانست . برای بدست آوردن اعتماد طرف مقابل را امتحان کنید اما زیاده روی نکنید که این خود عامل مخربی است.



نوع مطلب : اعتماد 

نویسنده :
تاریخ:پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389-11:58 ق.ظ

شکست در روابط دوستی

 

چرا بعضی از رابطه های دوستی به شکست می انجامد؟

شاید در ازدواج دلایل بسیار زیادی وجود داشته باشد که باعث شکست شود اما در رابطه دوستی مطلب متفاوت است و علل ها مشخص!

رابطه دوستی اگر سالم و به قصد ازدواج و با آگاهی طرفین و حتی خانواده ها باشد و دو طرف به دور از رویا و خیالات این رابطه را بگذارن کنند ، بیشتر نتیجه بخش خواهد بود و البته توصیه هم می شود . چرا که یا سرانجامش ازدواج است و یا جدایی و البته اینکه جدایی آن شاید ناراحت کننده باشد اما بسیار سودمند است زیرا جلوی ازدواج ناموفق گرفته می شود .

اما اگر این رابطه بشکل متداولی که امروزه مرسوم است صورت بگیرد و بدون توجه به انتها و سر انجام کار ادامه یابد بیشتر در معرض شکست قرار می گیرد.البته این شکست بالتبع خود ناراحتی ، دلخوری ، افسردگی ، و در موارد وخیم تر جنون و حتی خود کشی را در پی خواهد داشت.

اگر چه دختر و چه پسر در ابتدای شکل گیری رابطه دوستی به قضیه بطور جدی بیندیشند و این احتمال را بدهند که شاید علاقه شدت گرفت و به ازدواج ختم شد، با چشم بازتر طرف خود را انتخاب می کنند و کمتر به ظواهر توجه نشان می دهند. اما در بسیاری موارد این امر نادیده گرفته می شود و رابطه شکل می گیرد که البته گاهی به شکست منجر می شود .

در 90 درصد رابطه های دوستی اقدام و پیشنهاد از طرف پسر است پس این مسئله بیشتر برای پسران صدق می کند که در ابتدا درست انتخاب کنید!

دلایل شکست در رابطه دوستی در ذیل به اختصار بیان شده که اگر این موارد وجود نداشته باشد ، ازدواج درصد بالایی دارد!

1- شوخی نگاه کردن به رابطه و آن را جدی نگرفتن

2- افکار بچگانه

3- رویایی بودن و رابطه را رویا فرض کردن

4- غرور یکی از طرفین و یا هر دو

5- در دسترس نبودن یکی از طرفین بدلیل مشغله های فردی و متوقع بودن دیگری

6- عدم همخوانی رفتاری و عدم تناسب روحیات ، دیدگاهها و خلق و خو که خود خنثی کننده عشق است!

7- پنهان ساختن احساسات و یا ابراز عشقهای آتشین و خسته کننده

8- دروغ گویی،عدم اعتماد و عدم وفاداری

9- سن کم و نداشتن تجربه کافی

10- عدم شناخت خود و ندانستن تمایلات و ناملایمات درونی

11- تعلل بی جا ، یکنواخت شدن و دست روی دست گذاشتن

12- تفاوت فرهنگی

و ...

تمامی این عوامل به نوبه خود میتوانند عاملی برای تخریب رابطه دوستی باشند .

وقتی رابطه بدین شکل به پایان برسد کسی ضربه می خورد که بدان دلبسته باشد . این گونه می شود که ناخواسته از زندگی بیزار و کم تحمل میگردد .

تنها راه درمان و قبول شکست تنها گذر زمان است چرا که احساسات بد ناشی از این شکست ها اصولا غیر ارادی است و تنها با گذر حداقل 1 ماه از شدت آن کاسته می شود .

پس برای اقدام هر رابطه ای آگاهانه تصمیم بگیرد و مطالعه کافی داشته باشید و قبل از آغاز علاقه فرد مقابل را بسنجید که آیا مناسب شما خواهد بود یاخیر و اگر بعد از مدت کوتاهی متوجه شدید که رفتار او با شما سنخیت ندارد سعی در ادامه رابطه نداشته باشید و آن را خاتمه دهید !

با ذکر دلایل برای طرف مقابلتان مطمئن باشید غروری شکسته نشده و دلی رنجور نخواهد گشت.




نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389-08:19 ق.ظ

رابطه دوستی یا رابطه آشنایی به قصد ازدواج؟.

در این مبحث از تفاوت دو رابطه صحبت خواهم کرد که مطمئناً اکثر دختران و پسران از آن بی اطلاعند.

1- رابطه دوستی 2- رابطه دوستی به نیت ازدواج

خیلی از دختران و پسران وقتی با یکدیگر دوست می شوند بیشتر برای تخلیه روانی ، عدم تنهایی و ارضای روحیات خود دست به رابطه ای میزنند که حالا یا به ازدواج ختم می شود و یا به جدایی .

خب مبرهن است که در این نوع دوستی تنها ظواهر وجودیت پیدا می کند و گاهی دو طرف به این نتیجه می رسند که صد در صد برای یکدیگر ساخته شده اند و فقط کلید تکمیل خوشبختیشان ازدواج است و بس!

اما شاید با سالیان سال دوستی ، بعد از ازدواج  به این نتیجه می رسند که هرگز برای یکدیگر مناسب نیستند و زندگی آنها به شکست می انجامد .

1- رابطه دوستی:

در رابطه دوستی دختران و پسران تنها زندگی رومانتیک و بدون وجود مشکلات را تجربه می کنند و چنانچه عاشق شوند سعی می کنند تنها به میل طرف مقابلشان رفتار کنند یعنی در مواردی حتی هم و غم طرف مقابل خود را تشخیص می دهند اما آن را نادیده می گیرند زیرا قدرت عشق فراتر است . در بعضی موارد هم اصلا سعی نمی کنند خصوصیات و هم و غم طرف مقابل را تشخیص دهند و تنها به رابطه رویایی خود ادامه می دهند.

بنابراین مشخص است که این نوع دوستی بعد از ازدواج به مشکلات بر می خورد زیرا زندگی جدی شده و دلهره رسیدن یا نرسیدن از میان رفته و دو طرف همسر یکدیگر شده اند و اکنون باید وارد زندگی و مشکلات آن شوند و این گونه خواهند دید که اصلا طرف خود را نمی شناسند و نمی دانند که باید مسائل زناشویی یا خانوادگی را چگونه حل و فصل نمایند .

2-رابطه به نیت ازدواج

اما رابطه ای که به قصد ازدواج صورت بگیرد از همان ابتدا دو طرف با این دیدگاه که بعدها ممکن است همسر یکدیگر باشند رابطه را آغاز کرده و پیش می برند .

خب مسلما روابط شکل جدی تری پیدا می کند و دو طرف بیشتر سعی می کنند سلایق و خصوصیات یکدیگر را درک کنند و ببینند که آیا برای یکدیگر مناسبند یا خیر . بدیهی است در این رابطه چنانچه عشقی میانشان صورت گرفت این عشق عمیقا بوده و تداوم بیشتری خواهد داشت .

اگر رابطه به نیت ازدواج باشد تمامی سوالات مربوط به زندگی مشترک بی پرده میان دو طرف رد و بدل می شود و دو طرف بدون خجالت خصوصیات رفتاری ، فکری و خانوادگی یکدیگر را جویا می شوند و علاوه بر آن در خصوص موارد با اهمیتی همچون جهیزیه ؛ مهریه؛ رسم و رسومات ازدواج؛ جشن ها و مراسم ها ؛ مسئله فرزند ؛ مسائل اخلاقی مادران و پدران و افراد خانواده و ...  مطلع می شوند و در جهت زندگی موفق تر با شناخت اصولی تر گام بر می دارند.

این طور که مشخص است رابطه دوم  لزوما پیشنهاد میگردد چرا که مزایای بهتری نیز نسبت به ازدواج سنتی دارد . البته اکثر مردها معتقدند که شناخت بعد از رابطه دوستی به وجود می آید و آن زمان است که تصمیم می گیریم طرف مقابل برای ازدواج مناسب است یا خیر!

اما مطمئن باشید که اگر بدین منوال رفتار کنید رابطه به همان صورت اول که در فوق بحث شد پیش خواهد رفت و آن زمان آنقدر ها علاقه بین طرفین به وجود آمده که بخواهند روی زوایای زندگی و خصوصیات منفی و یا ناشناخته یکدیگر چشم پوشی نمایند!

بدیهی است که رابطه دوستی به نیت ازدواج در سنین پایین امری بی معناست و دو طرف  میبایست به بلوغ فکری و رفتاری کامل رسیده باشند .

بنابراین هرگز دوستی های سنین پایین پیشنهاد نمی شود همانطوری که ازدواج در سن پایین هم نوعی ریسک به شمار می رود.در مطالب آینده در خصوص ازدواج در سن پایین توضیحاتی خواهم داد.




نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 5 اردیبهشت 1389-11:36 ق.ظ

خصوصیات زن ها

خوب میدانیم که خصوصیات رفتاری افراد با یکدیگر متفاوت است اما یک سری خصوصیات ذاتی در افراد وجود دارد که در بیشتر انسانها متشابه است .

خانم ها هم همچون آقایان خصوصیات مشترکی دارند که در ذیل به ذکر چند نمونه اکتفا میکنم .

1- اکثر خانمها عاشق هدیه گرفتن و تجملات و ... هستند پس اگر میخواهید دل خانمی را بدست آورید باید برای او خرج کنید او را برای شام ناهار یا نوشیدنی به رستوران یا کافی شاپ ببرید و برای او به بهانه های مختلف هدیه بخرید خواهید دید که او بسیار جذب شما خواهد شد.

2- زنها عاشق این هستند که مرتبا همسرانشان آنها را با کلمات عاشقانه سرشار کنند. آنها از مرد مغرور که حرفی از عشق خود بر زبان جاری نمیکند متنفرند . اگر همسرتان را دوست دارید حتما و مکررا به او گوشزد کنید . اشتباه محض است که فقط او را عملا دوست بدارید زیرا درست است که عملا دوست داشتن زن بسیار زیاد اهمیت دارد اما بدون چاشنی زبانی ، زحمات شما اثر کمی خواهد داشت . نشان دادن عشق در عمل بسیار مفید است اما برای زن ها صحبت های عاشقانه مفهوم دیگری دارد.

3- زنها هرگز از پسر مامانی یا به اصطلاح بچه ننه خوششان نمی آید . زیرا همواره دوست دارند مردشان برای خودشان باشد و او برایش در اولویت باشد . اگر مردی مادر خود را در زندگی مشترک در اولویت قرار دهد مطمئن باشد که همسرش یا بنای ناسازگاری سر می دهد و یا رفته رفته از زندگی عاشقانه دلسرد می شود. مردها همیشه باید بدانند که تا زمان مجردی اولویت با مادر و خانواده است اما هنگامی که متاهل شد این همسر اوست که در اوج همه امور قرار می گیرد البته باید همیشه احترام پدر و مادر حفظ شود.

5-زن ها همیشه دوست دارند که همسرانشان سنگ صبوران آنها باشند و در همه شرایط به جای موضع گیری و مجادله به آنها دلداری دهند که البته همانطور که در پست قبل ذکر شد همچین اخلاقی درمردها یافت نمی شود.

6- در همه زنها حسودی ذاتی وجود دارد . پس هیچگاه مرد نباید سعی کند این حسادت را تحریک کند . پس اگر ازدواج نمودید باید فقط به همسرتان توجه کنید نه به دیگر دختران و زنان فامیل!

7- زنها عاشق مورد توجه قرار گرفتنند. پس مرد زندگی همیشه باید به همسرش توجه کند، به طرز پوشش وی ، آرایش او ، نیازهای او و ...

8- مردها باید بدانند که همسرشان را همانطوری که وی می زیسته بپذیرند و سعی نکنند که دراو تغییر ایجاد کنند و برای تغییر نیز پافشاری کنند ! زنها از در منگنه قرار گرفتن بیزارند و شاید در این مورد لجباز هم بشوند ! پس اگر میخواهید همسرتان را راضی نگه دارید همانطوری که او بوده، وی را بپذیرید.




نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389-09:20 ق.ظ

خصوصیات مردها

 

در این مبحث سعی دارم عمده خلق و خوهایی مشابه مردها را به اختصار بیان کنم .

1- همانطور که در پست قبل اشاراتی شد مردها سنگ صبوران قابلی نیستند ، زیرا آنها برعکس خانمها قدرت تحمل کافی برای شنیدن مشکلات ، دلخوری ها و ناراحتی های همسرشان را ندارند. آنها دوست ندارند که همسرشان را پیوسته گله مند ببینند .اما خانمها همیشه دوست دارند که درمورد مسائل گوناگون ، حرف  و حدیث های رد و بدل شده و دلخوری های صورت گرفته با همسرشان درد و دل کنند و تنها انتظار دارند که همسرشان آنها را دلداری داره ،نوازش کنند و حق را به او بدهد! اما در این حالات مرد عصبی شده زیرا ذاتا قدرت تحمل ناراحتی و غصه همسرشان را ندارند .پس اگر مثلا از خانواده همسر خود دلخورید یا بدترین ضربه های روحی روانی را از دیگران خورده اید و به دنبال یک پناهگاه و مامن برای خالی کردن خود و آرامش یافتن نیاز دارید هرگز به سراغ همسر خود نروید زیرا او قادر نیست شما را درک کند و دلداریتان دهد ! و چه بسا با شما برخورد تندی هم بکند.و مطمئن باشید این برخورد تند به این دلیل است که او از ناراحتی و غصه شما عصبی شده و قدرت حل وفصل ،دلداری و آرامش شما را ندارد.

2- هرگز شوهر خود را دخیل در مسائل خانمها نکنید. و حتی به او اجازه دخالت ندهید .زیرا خانمها در بین خود مسائلی دارند که تنها خودشان اعمال همدیگر را درک می کنند و دخالت شوهر تنها به افزایش مجادلات دامن میزند. مردها جنبه شنیدن مسائل زنانگی را ندارند . واقعیت است که اگر دو خانم ساعتها در مورد مسائل زندگی دیگران یا غیبت و یا دلخوری های زنانه صحبت کنند هرگز خسته نمیشوند اما فقط کافیست در خصوص کسی به شوهر خود گله کنید یا خصوصیات بد کسی را مدام برای شوهر خود بازگو کنید، خواهید دید که وی به مرور روابط خانوادگی را قطع میکند و حتی بعد از رفع دلخوری ها هم به شما اجازه رفت و آمد نمی دهد .

3- همانطور که نباید بدی کسی را به همسر خود بگویید هرگز نباید خوبی های فردی را برای همسرخود بازگو کنید! زیرا خصوصیت ذاتی مرد این است که کم کم به طرف فرد  ایده آل شما جذب میشود . هرگز از دوستان و اطرافیان یا مردهای فامیل دختران و زنها و ... نزد شوهر خود تعریف و تمجید فراوان نکنید زیرا اگر مرد باشد به وی حسادت ورزیده و مانع برخورد شما با او می شود حتی اگر آن مرد برادرتان باشد و اگر زن یا دختر باشد به او علاقمند میگردد و همین باعث میشود که کم کم شوهر خود را از دست بدهید.

4- در ابراز علاقه به مرد باید حد ایده آل را حفظ نمود . و یا از راههای متفاوت و خوشایند مرد از این ابزار استفاده کرد. کلمات عاشقانه مداوم اما تو خالی مرد را دلزده میکند. اگر شما برای همسرتان یا دوستتان هرگز قدمی بر نمی دارید و یا اعمال خوشایند وی را انجام نمی دهید اما فقط او را سرشار از کلمات عاشقانه میکنید مطمئن باشید که او را خسته ، دلزده و فراری! می دهید . مهمترین اصل در این مقوله این است که عملا طرف خود را دوست بدارید نه زباناً.گاهی بدون گفتن حتی یه کلمه عاشقانه مرد شیفته می شود اما گاهی با هزاران کلمه وی دورتر و دورتر میگردد. باید اعمالی انجام داد که به دل مرد بنشیند و البته اینکه کلمات عاشقانه را نیز چاشنی روابط قرار دهید نه اینکه زیاده روی کنید.

5- مردها از این قبیل زنها با این خصوصیات خوششان می آید: 1- مرتب و منظم 2- کدبانو 3- با حوصله 4- عاشق پیشه 5- با درک و فهم و عاقل6- اجتماعی و خونگرم 7- زرنگ و متهیج

6- یکی دیگر از خصوصیات مردانه این است که مرد همواره میخواهد همسرش بله قربان گوی خوبی باشد . درست است آنها همیشه دم از مشارکت می زنند اما پای مسئله که رسید دوست دارند همسرشان فقط قبول کننده درخواست و نظر وی باشد . حتی اگر در باطن موافق نظر همسرتان نیستید اما در ظاهر خود را موافق قرار دهید و بدانید در انتها قضایا به نفع شما پیش خواهد رفت . زیرا حس ریاست در مردها بسیار زیاد است و وی به این باور رسیده که حرف، حرف اوست. اما تجربه ثابت کرده که این امر برعکس می شود.

7- شوهر خود را در منگنه قرار ندهید و مرتب روابط او را مورد بازخواست قرار ندهید . زیرا ممکن است همین رفتار شما باعث لجبازی مرد شود . مدام از او سوال نپرسید که کجا بوده کجا رفته چرا با آن دختر یا زن گرم صحبت شده چرا با فلان دختر یا زن شوخی می کند و... زیرا مرد یاد گرفته که آزاد است و این آزادی جز خصوصیات ذاتی اوست اگر او را مدام سین جیم کنید او برعکس خواسته شما رفتار خواهد کرد زیرا آزادی او را سلب کرده اید و همین امر باعث مشاجره می شود!

8-مهمترین مشخصه مرد غرور اوست! هیچ گاه درصد شکستن غرور او نباشید . حتی اگر در او عیبی دیدید! هرگز سراغ الفاظ تمسخر آمیز در قبال مرد نروید و در هر شرایطی شخصیت او را حفظ کنید.

9-مردها عاشق تعریف و تمجیدند . پس سعی کنید از نکات مثبت او بیشتر سخن به میان آورید .درست است آنها را تشویق کنید .آنها عاشق تشویق شدنند.مشوقان خوبی برای همسر خود باشید حتی اگر وی خواست کوچکترین کارها را انجام دهد. مردها دوست دارند که همیشه مورد توجه همسرخود قرار بگیرند و همسرشان به آنها بها دهد .(البته تعریف و تمجید هنگامیکه تفاوت فرهنگی شما و همسرتان زیاد است و یا زن از لحاظی از همسر خود بیشتر است معنایی ندارد زیرا اعتماد به نفس بی جا برای مرد به وجود می آورد و وی خودشیفته می شود)